| |
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
|
|
امروز به جز مسخره، رندان نپسندند
ادراک و کمالات به تهران نپسندند
|
|
علم و هنر و فضل، بزرگان نپسندند
جز مسخره، در مجلس اعیان نپسندند
|
| |
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
|
|
| |
|
|
خواهی که شوی باخبر از حال بزرگان
چون موش زنی نقب به انبار بزرگان
|
|
شکل تو کند جلوه در انظار بزرگان
خواهی که شوی محرم اسرار بزرگان
|
| |
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
|
|
نه درس به کار آید و نه علم ریاضی
نه هندسه و رسم و مساحات اراضی
|
|
نه قاعدة مشق، نه مستقبل و ماضی
خواهی که شوی مجتهد و مفتی و قاضی
|
| |
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
|
|
صدسال اگر درس بخوانی همه هیچ است
خود را به حقیقت برسانی همه هیچ است
|
|
در مدرسه یک عمر بمانی، همه هیچ است
جز مسخرگی هرچه بدانی همه هیچ است
|
| |
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
|
|
وافور بکش تا بودنت ممکن و مقدور
بنشین به خرابات و بزن بربط و طنبور
|
|
از باده مکن غفلت و از بنگ مشو دور
خواهی که شوی پیش خوانین همه مشهور
|
| |
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
|
|
در مجلس اعیان همه شب مست گذر کن
پس گنجفه را از بغل خویش به در کن
|
|
اول چو رسیدی دم در عرعر خر کن
از باده دماغ همه را تازه و تر کن
|
| |
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
|
|
در مجلس (یارو) شب مهمانی هنگفت
دوغ فقرا با قدح افشره شد جفت
|
|
رندان همه خوردند شراب و عرق مفت
آهسته فسنجان به کباب بره میگفت:
|
| |
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
|
|
هر چند که ریش تو سفید است و قدت هم
از دولت مشروطه شدی میرمفخم
|
|
رندانه بزن چنگ بر آن طرة خمخم
ای ارفع و ای امجد و ای اکرم و افخم
|
| |
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
|
|
زنهار ز عدلیه و اعضاش مزن دم
گر کفش گرانست، ز کفاش مزن دم
|
|
گر نان تو تلخست، ز نانواش مزن دم
تا هست کباب بره، از آش مزن دم
|
| |
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
|
|
خواهی تو اگر در همه جا راه دهندت
زیبا صنمی خوبتر از ماه دهندت
|
|
ترفیع مقام و لقب و جاه دهندت
خواهی که زر و سیم شبانگاه دهندت
|
| |
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
|
|
خواهی که شوی محرم آن بزمگه خاص
اسباب ترقی شودت گنجفه و آس
|
|
دوری مکن از مطرب و بازیگر و رقاص
خواهی که شوی زینت بزم همه اشخاص
|
| |
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
|
|
خواهی تو اگر راحت و آسوده بمانی
خود را به مقامات مشعشع برسانی
|
|
رخش طرب اندر همه تهران بدوانی
هم داد خود از کهتر و مهتر بستانی
|
| |
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
|
|
| |
|
|
|
|